وهابیت
منوهای سایت
۱۳۹۱/۶/۲۹ ۱۰:۱۰     بازدید:۶۶۳       کد مطلب:۵۹۵۹          ارسال این مطلب به دیگران  



پرسش ‌ها و پاسخ ‌ها (گزارشی از کتاب در پرتو شریعت)

مجتبی آقا میرزا[1]

 

 

مقدمه

حس پرسشگری و کنجکاوی یکی از ویژگی‌های روحی و روانی انسان است که او را از حیوانات متمایز می‌کند و او با طرح پرسش‌های گوناگون درباره هستی خویش و دیگران به جستجوی پاسخ آنها می‌پردازد و با گرفتن پاسخ هر پرسشی پله‌های تکامل را طی می‌کند. از دیرباز اندیشمندان در حوزه‌های مختلفی به تبادل آرا و نقد و بررسی آنها مشغول بوده‌اند. در حوزه مذهب و اعتقادات نیز تبادل افکار و نقد و بررسی آنها پس از رحلت رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) به‌طور گسترده‌ای وجود داشت و از آن به‌عنوان عاملی برای رشد و شکوفایی جامعه اسلامی یاد می‌شده است. برگزاری مجالس مباحثه و مناظره میان امامان معصوم و افراد مختلف از فرقه‌های گوناگون، گواه این مطلب است. از این رو طبیعی است که ابتدای مسیر تفکر از وادی شک وشبهه باشد و همین وادی عاملی است که حس پرسشگری را در وجود آدمی برمی‌انگیزد. این حس راهی است به وادی علم و یقین و بصیرت و ماندن در جهالت و شبهه نیز در منابع اسلامی و احادیث ائمه اطهار مذمت شده و همچنین عاملی است برای بیشتر شدن جهل و فرو رفتن روز افزون در گمراهی و ضلالت.

 این روال ادامه داشت تا سر انجام حریم دوران گفتگو، منطق و استدلال در جامعه اسلامی با ظهور فرقه ضاله وهابیت و ترویج مبانی فکری ابن‌تیمیه در قرن هفتم شکسته شد و پرسشگری معقول اهل‌سنت از اندیشمندان بزرگ شیعه تبدیل به شبهه‌افکنی مغرضانه در جهت تخریب چهره شیعیان و ایجاد تفرقه میان مسلمانان شد. از این رو کتاب‌های متعددی به منظور رفع شبهات وهابیت نگاشته و با دلایل منطقی از کتاب، سنت و عقل، پاسخ‌هایی روشن در اختیار خوانندگان قرار داده شده است. یکی از این آثار، کتابی است با عنوان در پرتو شریعت (پاسخ به شبهات وهابیت)که جناب عباسعلی زارعی سبزواری تحریر کرده است و بیست شبهه مطرح شده از سوی وهابیت را پاسخ داده است. آقای زارعی سبزواری با تاکید بر شعار وحدت شیعیان اظهار می‌دارد:

شیعیان همواره وحدت و برادری میان مسلمانان را به‌عنوان شعار اصلی خویش قرار داده‌اند و با استفاده از منطق و استدلال از کتاب، از مذهب حقه شیعه دفاع کرده‌اند. در این کتاب و در پاسخ به شبهات فقط از منابع اهل‌سنت استفاده شده است و در حقیقت سعی شده حقانیت دیدگاه‌های شیعه با استفاده از متون حدیثی، تفسیری و رجالی اهل‌سنت ثابت ‌شود.

 

شبهات پاسخ داده‌شده در این کتاب به شرح ذیل است:

1. زیارت قبور، 2. ایجاد گنبد و بارگاه روی قبر‌ها، 3. احداث مسجد روی قبر‌ها، 4.دعا و نماز در کنار قبر‌ها و مشاهد مشرفه، 5. ازدواج موقت، 6. اسناد خیانت به جبرئیل، 7. نام‌گذاری فرزندان به نام عبد‌النبی و مانند آن، 8. شهادت به ولایت علی(علیه السلام) در اذان و اقامه، 9. استفاده از مهر در سجده،10.لعن و دشنام صحابه، 11. دیدگاه شیعه درباره عایشه و حفصه، 12.توسل به اولیای الهی، 13. درخواست شفاعت ازغیر خداوند، 14. تحریف قرآن کریم و مصحف علی و فاطمه(علیها السلام)، 15.گریه ‌و عزاداری ‌برای امام‌حسین(علیه السلام)، 16.گریه‌کردن‌ در فراق عزیزان، 17. عزاداری و نوحه‌سرایی در فراق عزیزان، 18.حدیث غدیر و دلالت آن بر امامت علی(علیه السلام)، 19.دلالت آیه «إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ... رَاکِعُونَ»،[2] 20. نبودن نام ائمه اطهار در قرآن.

پاسخ به دو شبهه: برای روشن شدن موضوعات مورد بحث در کتاب به دو نمونه از شبهات فرقه ضاله وهابیت به‌طور مختصر می‌‌پردازیم، باشد که با مطالعه دقیق کتاب گامی در اعتلای آرمان مذهب حقه شیعه برداشته شود.

 

1.گریه کردن در فراق عزیزان

یکی از موضوعاتی که در قالب شبهه برای تحقیر و مذمت شیعیان مطرح می‌شود، گریه و نوحه‌سرایی در فراق از دست دادن عزیزان و دوستانشان است.

یکی از دستاویز‌هایی که آنان برای نهی از گریه و نوحه سرایی و عزاداری بیان می‌کنند، این روایت است که پیامبر(صلّی الله علیه وآله)فرمود: «ان المیت یعذب ببکاءاهله؛[3]میت با گریه بستگانش در عذاب می‌افتد».

پاسخ

بی‌شک گریه و اندوه در هنگام از دست دادن دوستان یا بستگان از دیدگاه قرآن و روایات جایز است و این روایت نیز با‌واسطه عمر بن‌خطاب و پسرش عبدالله بن‌عمر نقل شده است، ولی عایشه وجود چنین روایتی را به طور کلی انکار و آن دو را فراموشکار و خطا‌کار معرفی می‌کند. همچنین نقل شده که وقتی پیامبر(صلّی الله علیه وآله)رحلت فرمود، ابوبکر کنار جسد مبارک او نشست و لب‌هایش را میان دو چشمان آن حضرت و دست‌هایش را روی شقیقه‌های آن حضرت گذاشت و گفت: «وا‌نبیاه، واخلیلاه، واصفیاه؛ ای پیامبر خدا، ای خلیل خدا، ای صفی خدا!»[4]

بعضی از دانشمندان اهل‌سنت مانند: بدرالدین عینی و کرمانی، با رعایت انصاف تصریح کرده‌اند که نوحه‌سرایی ابوبکر دلیل روشنی است بر اینکه اگر نوحه سرایی از نوع مرسوم در دوران جاهلیت نباشد ـ یعنی همراه با دروغ و سیلی‌زدن به صورت وسایر مفاسد نباشد‌ ‌ـ جایز است.[5]

 

2. ادعای وهابیت بر بدعت بودن عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)

یکی دیگر از دستاویز‌های وهابیون برای تخریب شیعیان، گریه و عزاداری پیروان اهل‌بیت‌(علیهم السلام)برای امام حسین(علیه السلام)در روز عاشوراست. ابن‌تیمیه می‌گوید:

شیطان به سبب شهادت حسین(علیه السلام) دو بدعت را در میان مردم ایجاد کرد که یکی از آنها اندوه و نوحه سرایی در روز عاشوراست. در این روز مردم به سر و صورت می‌زنند، نعره و فریاد می‌‌زنند، تشنگی را تحمل می‌کنند، مرثیه‌ می‌خوانند و در اشعار خود به بزرگان صدر اسلام ناسزا می‌گویند و آنان را نفرین می‌کنند و کسانی را که در شهادت حسین(علیه السلام) بی‌تقصیر بوده‌اند، با کسانی‌که تقصیر‌ داشته‌اند، یکی کرده، و حتی به صحابه و تابعین دشنام می‌دهند؛ حکایت‌هایی را بازگو می‌کنند که بسیاری از آنها دروغ است. مقصود کسانی‌که این کارها را ترویج می‌کنند، ایجاد اختلاف و تفرقه میان مسلمانان است. این کارها به اتفاق مسلمانان، نه واجب است و نه مستحب، بلکه برگزاری مراسم ناله و فغان و نوحه‌سرایی برای مصیبت‌های گذشته، از بزرگ‌ترین محرمات خداوند و پیامبرش است.[6]

امروزه وهابیون به منظور ترویج افکار و عقاید بی‌اساس ابن‌تیمیه و با هدف تخریب چهره شیعیان و ایجاد تفرقه میان مسلمانان، حقیقت سوگواری و عزاداری در عاشورای حسینی را با ارائه گزارش‌هایی از بعضی کارهای ناپسند که بعضی افراد جاهل و در بعضی از مناطق انجام می‌‌دهند، وارونه معرفی و اهل‌سنت را به فاصله گرفتن از شیعیان تحریک می‌کنند.

پاسخ

برای پاسخ به پرسش‌ها و شبهاتی که درباره سوگواری در عاشورای حسینی مطرح می‌شود و در راستای معرفی حقیقت سوگواری شیعیان در عاشورا و زدودن اتهام‌های بی‌‌اساس در اینجا به یک روایت از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله) بسنده می‌کنیم. در روایات گوناگون و با سند‌های بسیار قوی نقل شده که جبرئیل(علیه السلام) خبر شهادت امام حسین(علیه السلام)به‌دست مردم را به پیامبر‌(صلّی الله علیه وآله) داد و آن حضرت بر او گریه کرد. امیر مؤمنان(علیه السلام) می‌فرماید:‌ «روزی خدمت پیامبر‌(صلّی الله علیه وآله) رسیدم چشمان مبارکش پر از اشک بود. عرض کردم: ای پیامبر خدا، آیا کسی شما را ناراحت کرده است؟ چرا چشمان شما اشک آلود است؟ فرمود: آری، جبرئیل نزد من آمد و گفت: حسین در شط فرات کشته می‌شود. هیثمی در کتاب مجمع الزوائد پس از نقل این حدیث می‌گوید: «این حدیث را احمد، ابویعلی و بزار طبرانی روایت کرده‌اند و راویان آن ثقه‌اند».[7] همچنین در روایات گوناگون نقل شده است هنگامی که حسین بن‌علی(علیه السلام) به شهادت رسید، افق آسمان قرمز شد.[8]

مؤلف همچنین نمونه‌های دیگری از این قبیل ذکر می‌کند و با استناد به سیره و اقوال علما و احادیث معتبر‌، به اثبات عدم حرمت گریه و عزاداری پیروان اهل‌بیت(علیهم السلام) برای امام حسین(علیه السلام) می‌پردازد.

امید آن است که حق‌جویان و بصیرت طلبان با مطالعه این کتاب و کتاب‌هایی از این قبیل، بر توانایی علمی خویش در مقابله با شبهات و اعتلا بخشیدن به مقام والای فرقة حقۀ شیعه بپردازند؛ زیرا پیروان ابن‌تیمیه هر لحظه بر تلاش خویش می‌افزایند و هر قدم عقب‌نشینی علما و فضلای شیعه به مثابه یک قدم پیش‌روی آنان است. به امید روزی که پرچم ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)بر بلندای زمین خاکی بر افراشته گردد.

 


پی‌نوشت‌ها:

* دانش‌آموخته و پژوهشگر حوزه علمیه قم.

[2]. سوره مائده، آیه 55.

[3]. صحیح بخاری، ج2، ص85، صحیح مسلم، ج3، ص41-44؛ مسند احمد حنبل ، ج1، ص41-45.

[4]. تیسیر العزیز الحمید، ص456.

[5] . عمدة القاري، ج18، ص75؛ نیل الأوطار، ج4، ص161.

[6]. منهاج السنّة، ج4، ص554.

[7]. مجمع الزوائد، ج9، ص187.

[8]. الدر المنثور، ج6، ص31؛ الصواعق المحرقة، ج2، ص570؛  تاریخ مدینه دمشق، ج14، ص227.


 

منبع: نشریه سراج منیر، تابستان 1391، شماره 6.

 

 

 

 


انتهای پیام


نظر شما درباره این مطلب
نام :
ایمیل :


کد موجود در تصویررا وارد نمایید:
     
 
به اشتراک گذاشتن/ایمیل/بوک مارک این مطلب





بالا